تبلیغات
آموزش انگلیسی به زبان ساده
درباره وبلاگ

سلام
این وبلاگ رو تقدیم می کنم به آسمون

امیدوارم خوشتون بیاد*
مدیر وبلاگ : معصومه سعادتمند
نظرسنجی
به نظر شما کدوم دختر بهتره؟؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Learn English ابزار پرش به بالا
آموزش انگلیسی به زبان ساده
For English Lover...
دوشنبه 27 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
بچه ها سلام
اصلا مثل همیشه خوشحال و شاد و شنگول نیستم...
همتون میدونید که مهر داره شروع میشه و منم دانش اموزم
خب دیگه نمیتونم به وبم برسم کم کم باید وبو بذارم زمین
ولی
 عید نوروز و 3 ماه تعطیلی دیگه برمیگردم

خلاصه اگه بدی خوبی از ما دیدین حلالمون کنید.
خداحافظ بچه ها




نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 24 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی 

for voice is prayer 
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند 

for eyes is pity 
برای چشمان شما رحم و شفقت 

for hands is charity 
برای دستان شما بخشش 

for heart is love 
برای قلب شما عشق 

and for life is friendship 
و برای زندگی شما دوستی هاست


No one can go back and make a brand new start 
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه 

Anyone can start from now and make a brand new ending 
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه


God didn't promise days without pain 
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره 

laughter, without sorrow, sun without rain 
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده 

but He did promise strength for the day, comfort for the tears 
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات، 
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه 

and light for the way 
و چراغ راهمون میشه

Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit 
نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن 
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن 

but you enjoy the smooth road afterwards 
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد 

Don't stay on the bumps too long 
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن 

Move on 
به راهت ادامه بده

When you feel down because you didn't get what you want justsit tight and be happy 
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی 
ناراحت نشو 

because God has thought of something better to give you 
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده 

When something happens to you, good or bad 
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه 

consider what it means 
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست 

There's a purpose to life's events 
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد 

to teach you how to laugh more or not to cry too hard 
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری 
You can't make someone love you 
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه 

all you can do is be someone who can be loved 
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی 
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست 

the rest is up to the person to realize your worth 
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه 

It's better to lose your pride to the one you love
 
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که 

than to lose the one you love because of pride 
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی 

We spend too much time looking for the right person to love 
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن 

or finding fault with those we already love 
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم 

when instead 
باید به جای این کار 

we should be perfecting the love we give 
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم 

Never abandon an old friend
 
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن 

You will never find one who can take there place 
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت 


When people talk behind your back, what does it mean 
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟ 

Simple! It means that you are two steps ahead of them 
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری 

So, keep moving ahead in Life 
پس، در زندگی راهت رو ادامه بده




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
اصطلاحات رایج فیلم های زبان اصلی
1.?what is eating you (چی ناراحتت می کنه؟)

2.I wash my hands of you (ازت نا امید شدم)

3.You can not make fool of me (نمی تونی منو گول بزنی )

4.My job is on line (کارم رو از دست دادم)

5.You are identical(شما شبیه هم هستید )

6.Let get this off my chest(بزار حرف دلمو برات بگم)

7.Don't brown nose(چاپلوسی نکن)

8.Oh ! Goddamn(اوه،لعنتی)




نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 22 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       

قواعد مربوط به جمع بستن اسم ها در انگلیسی

1- بیشتر اسمهای انگلیسی را می توان با اضافه كردن s با آخر آنها به جمع تبدیل كرد.

door

doors

 

book

books

pen

Pens

 

cat

cats

 

2- اسمهای مختوم به s – sh – ch –x – z – ss را بوسیله es به جمع تبدیل می كنیم.

box

boxes

 

church

churches

bus

buses

 

glass

glasses

 

3-  اسمهای مختوم به y در صورتیكه حرف مافبل y یك حرف بی صدا باشد هنگام جمع بستن y  حذف و مابقی كلمه ies می گیرد.

lady

ladies

 

army

armies

ولی چنانچه حرف ماقبل y یكی از حروف صدادار باشد، كلمه هنگام جمع بستن فقط s می گیرد.

boy

boys

 

valley

valleys

 

 

 

 

 

 

4- كلماتی كه به حرف f یا fe ختم می شوند در هنگام جمع بستن f یا fe به ves تبدیل می شوند.

leaf

leaves

 

wife

wives

knife

knives

 

thief

thieves

یادآوری: roof و proof و برخی از كلمات دیگر از این قاعده مستثنا هستند و فقط s می گیرند.

 

5- برخی از كلمات مفرد را بوسیله تغییر حروف صدادار آنها به جمع تبدیل می كنیم.

man

men

 

tooth

teeth

foot

feet

 

woman

women

 

6- برخی از كلمات مفرد را با اضافه كردن حروفی غیر از s یا es به آخرشان به جمع تبدیل می كنیم.

child

children

 

criterion

criteria

 

 

 

 

 

 

7- مفرد بعضی از كلمات همانند جمع آن هاست.

sheep

sheep

 

fish

fish

 

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       

جملات زیبا گیله مرد




To see the world in a grain of sand, and a heaven in a wild flower; Hold infinity in
 the palm of your hand, and eternity in an hour

برای دیدن دنیا در یک دانه شن، و عرش در یک گل وحشی، بی نهایت را در کف دستت نگاه دار و ابدیت را در یک ساعت



Yesterday is past, it is history

Tomorrow is future, it is a mystery
Today is present, it is a gift

دیروز گذشته است، دیگر باز نمی گردد

فردا آینده است، رازی بیش نیست
امروز حال است، هدیه ای است گران بها

Life is square of mirror, flower to involution of eternity, life is multiply of ground in our beats, and life is easy geometry of breath.


زندگی مجذور آیینه است،زندگی گل به توان ابدیت است،زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما،زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست.


Diel says: a smile has no price but has so profit
.

دیل کارنگی می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»


Sometimes stopping is good fortune to see the passed way & looking to the future way, sometimes you should stop that you can arrive.

هر از گاهی توقف ،فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه پیش رو،گاهی برای رسیدن باید ایستاد.


Don’t be upset from people, because they are upset too, they are alone but they run away from themselves because they are in doubt about themselves & about their love &their fact, so love then even when they don’t love you…

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!


**دکتر علی شریعتی**





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 20 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
دلم واسه مدرسه واسه دوستام خیلی تنگ شده
واسه سوالای محدثه
واسه گریه های الهه
برا صلوات فرستدان های مریم برا نیومدن دبیر
تفکر عمیق و جواب سوال دادنای درسا
درگوشی صحبت کردنای مرضیه و عطیه
خندیدنای آسیه
استرس امتحان فاطمه
و از همه مهم تر واسه بر و بچ گروه هفتایی ها:خودم.فاطمه.سارا.فاطمه.مائده.فاطمه و مهدیه...
روزایی که روی میز تنیس میشستیم حرف میزدیم درس میخوندیم سر به سر همدیگه میذاشتیم واسه سوال پرسیدن و جواب دادنامون...
واسه تمام روزهای خوب و بدمون
برا تمام لحظه های کنار هم بودنمون

دلم تنگ شده...خیلی خیلی






نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 17 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       


انواع اسم

اسم به طور کلی به دو دسته تقسیم می شود:

  1. اسم ذات(Concrete Noun)
    قابل رویت بوده و به خودی خود موجود می باشد. مانند:
        صندلی=
    chair         کتاب=book
    اسم ذات خود به چهار دسته تقسیم می شود:
    • اسم خاص(Proper Noun)
      واژه ای است که بر شی یا شخص خاص و معینی دلالت کند. بدیهی است هرگز قبل از اسم خاص حرف تعریف
      the  قرار نمی گیرد.مانند:
      تهران Tehran روبرت Robert
      لندن London علی Ali
    • اسم عام(Common Noun)
      اسمی است که تمام افراد همجنس و همنوع را در بر گیرد.مانند:
      کتاب book گربه cat
      دختر girl شهر city
    • اسم جنس(Material Noun)
      اسم جنس اسمی است که نوع و جنس ماده و شی را مشخص می کند. مانند:
      چوب Wood طلا Gold
      آهن Iron نقره Silver
    • اسم جمع(Collective Noun)
      اسمی است که در صورت مفرد ولی در معنی جمع باشد.مانند:
      تیپ Brigade گله Flock
      قبیله Tribe تیم Team

      تذکر:کلمه پلیس=the police و مردم=people همیشه با فعل جمع به کار می روند.
      تذکر:کلمه گله گوسفند
      =flock و گله گاو=cattle هم با فعل مفرد و هم جمع به کار می روند.
      تذکر:کلمات
      information= اطلاعات , team=تیم ، crowd=جمعیت ، group=گروه ، army=ارتش ، news=خبر یا اخبار ، audience= شنوندگان ، furniture=مبلمان ، همیشه با فعل مفرد به کار می روند. مثال:

      گروها از دانشمندان روی پرئژه جدید مشغول کار هستند. A group of scientists is working on the new project.
      تیم دارد به سوی ما می آید. The team is comming towards us.
      دیشب پلیس در صحنه بود. The police were on the scene last night.

       

      1. اسم معنی(Abstract Noun)
        اسمی است که به خودی خود وجود نداشته و نتوان آن را لمس کرد. مانند:
        رهبری leadership قدرت ability
        فقر poverty گرسنگی hunger
        قحطی starvation هوش intelligence
       

      قواعد جمع بستن در زبان انگلیسی

    • اگر به آخر اسم s اضافه کنیم، تبدیل به جمع می شود:
      کتاب ها books →→→→ کتاب book
      کیف ها bags →→→→ کیف bag
      فندک ها lighters →→→→ فندک lighter

       

    • اگر اسم مفرد با (Z - X - S - Sh - Ch) ختم شود، در جمع es می گیرد و به صورت سیلاب جداگانه وبه صورت  (ایز) تلفظ می شئد.
      بشقاب ها dishes →→→→ بشقاب dish
      اتوبوس ها buses →→→→ اتوبوس bus
      جعبه ها boxes →→→→ جعبه box
      سر و صدا ها buzzes →→→→ سر و صدا buzz
      کلیسا ها churches →→→→ کلیسا church

       

    • اگر اسم مفرد به یکی از حروف ( f - k - t - p) ختم گردد، s علامت جمع به صورت (س) تلفظ می شود:
       
        cats →→→→ گربه cat
        taps →→→→ شیر آب tap
        roofs →→→→ پشت بام roof

       

    • اگر اسم مفرد به یکی از حروف به غیر از حروف بالا ختم شود، علامت جمع s  به صورت  (ز) تلفظ می شود.
    • اگر اسمی به  y ختم شود و قبل از y یک حرف بی صدا باشد، y  در جمع به  ies تبدیل می شود. ولی اگر قبل از آن حرف صدا دار باشد، تغییری نمی کند و به آن s اضافه می شود: 
        duties →→→→ وظیفه duty
        babies →→→→ کودک baby
        countries →→→→ کشور country
        keys →→→→ کلید key
        boys →→→→ پسر boy

       

    • برای جمع یستن حروف و ارقام از s  استفاده می شود، ولی برای وجه تشخیص آن از علامت آپوستروف (') استفاده می شود. چنانچه حرف s بعد از سال به کار رود، معنی (اندی) در زبان فارسی را می دهد.:
      در لغت room دوتا o وجود دارد. There are two O'S in the word room.

       

    • اگر اسم مفرد به O ختم شود و قبل از آن یک حرف بی صدا باشد، هنگام جمع بستن es می گیرد. اگر قبل از O حرف صدا دار باشد، هنگام جمع فقط s می گیرد:
       
        potatoes →→→→ سیب زمینی potato
        tomatoes →→→→ گوجه فرنگی tomato
        negroes →→→→ سیاه پوست negro
        radios →→→→ رادیو radio

      کلمات زیر از قاعده فوق مستثنی بوده و فقط s می گیرند:

        pianos →→→→ پیانو piano
        solos →→→→ تک نواز solo
        photos →→→→ عکس photo
        silos →→→→ سیلو silo
        dynamos →→→→ دینام dynamo


      کلمات زیر هم با s  و هم با es  می توانند جمع بسته شوند:

        vocano(e)s →→→→ آتش فشان vocano
        motto(e)s →→→→ شعار motto
        mosquito(e)s →→→→ پشه mosquito

       

    • اگر اسمی به F ختم شود، در جمع F تبدیل به ves می گردد:
       
        thieves →→→→ دزد thief
        leaves →→→→ برگ leaf
        calves →→→→ گوساله calf

      لغات زیر از قاعده فوق مستثنی بوده و در جمع  فقط s  می گیرند:

        handkerchiefs →→→→ دستمال handkerchief
        roofs →→→→ پشت بام roof
        proofs →→→→ دلیل proof
        chiefs →→→→ رئیس chief
        gulfs →→→→ خلیج gulf
        cliffs →→→→ پرتگاه cliff
        cuffs →→→→ سرآستین cuff
        griefs →→→→ غم و غصه grief
        hoofs →→→→ سُم hoof
        plaintiffs →→→→ مدعی plaintiff
        reffs →→→→ صخره reef
        serfs →→→→ غلام serf

       

    • اگر اسمی به fe ختم شود، در جمع fe تبدیل به  ves می گردد:
       
        wives →→→→ زن wife
        lives →→→→ زندگی life
        knives →→→→ چاقو knife

      سه لغت زیر از قاعده فوق مستثنی بوده و در جمع s می گیرند:
       

        safes →→→→ صندوق آهنی safe
        strifes →→→→ نزاع strife
        fifes →→→→ فلوت fife

       

    • اسامی زیر بی قاعده می باشند:
        men →→→→ مرد man
        women →→→→ زن woman
        mice →→→→ موش mouse
        lice →→→→ شپش louse
        teeth →→→→ دندان tooth
        feet →→→→ پا foot
        geese →→→→ غاز نر goose
        crises →→→→ بحران crisis
        bases →→→→ پایه basis
        dirmice →→→→ نوعی موش dormouse
        footmen →→→→ پیشخدمت footman
        oxen →→→→ گاو نر ox
        children →→→→ بچه child
        brethren →→→→ برادر دینی brother
        cows یا kine →→→→ گاو ماده cow

       

    • بعضی صفات با اضافه کردن حرف تعیین the تبدیل به جمع می شوند:
       
        the rich →→→→ ثروتمند rich
        the poor →→→→ فقیر poor
        the young →→→→ جوان young
        the dead →→→→ مرده dead
        the heathen →→→→ کافر heathen

       

    • برای جمع بستن اسم مرکب، می بایستی کلمه دوم جمع بسته شود. ولی چهار اسم زیر از این قاعده استثنا بوده و هر دو اسم جمع بسته می شوند:

       

        women servants →→→→ کلفت woman servant
        men servants →→→→ نوکر man servant
        women teachers →→→→ معلم زن woman teacher
        lords justices →→→→ قاضی بلند پایه lord justice

       

    • اگر اسم مرب دارای حرف اضافه باشد، فقط اسم اول جمع بسته می شود:
       
        mothers in law →→→→ مادرزن mother in law
        sons in law →→→→ داماد son in low
        daughters in law →→→→ عروس daughter in law
        lookers on →→→→ تماشاچی looker on

       

    • کلمات زیر مفرد هستند و همواره با فعل مفرد به کار میروند: 
      ریاضیات mathematics   مبل furniture
      فریاد shouting   اخبار news
      نصیحت advice   اثاثیه luggage
      وسایل سفر baggage   اطلاعات information
      ماشین آلات machinery   دانش knowledge
      پرواز flying   ترافیک traffic
      تکلیف homework   پوشاک clothing
      رفتار behaviour   رعد thunder


      تذکر:کلمه work اگر در معنای آثار یک نویسنده یا هنرمند باشد، می تواند جمع بسته شود.







نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
god grant me the...

خدایا عطا کن...

serenity to accept the things i can not change,

تحملی که بپذیرم چیزهایی را که نمی توانم تغییر دهم،

courage to change the things i can,

شهامتی که تغییر دهم چیزهایی را که می توانم،

and...wisdom to know the difference

وخردی که بشناسم تفاوت این دو را







نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
 
How good we are?

A little boy went into a drug store, reached for a soda carton and pulled it over to the telephone. He climbed onto the carton so that he could reach the buttons on the phone and proceeded to punch in seven digits.

The store-owner observed and listened to the conversation: The boy asked, "Lady, Can you give me the job of cutting your lawn? The woman replied, "I already have someone to cut my lawn."

"Lady, I will cut your lawn for half the price of the person who cuts your lawn now." replied boy. The woman responded that she was very satisfied with the person who was presently cutting her lawn.

The little boy found more perseverance and offered, "Lady, I'll even sweep your curb and your sidewalk, so on Sunday you will have the prettiest lawn in all of Palm beach, Florida." Again the woman answered in the negative.

With a smile on his face, the little boy replaced the receiver. The store-owner, who was listening to all, walked over to the boy and said,
"Son... I like your attitude; I like that positive spirit and would like to offer you a job."

The little boy replied, "No thanks, I was just checking my performance with the job I already have. I am the one who is working for that lady, I was talking to!"


چقدر شایسته ایم؟

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".






نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 13 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       

شما قبلاً با فعل معلوم و مجهول و تعریف آن آشنا شده اید. می دانید كه فعل معلوم فعلی است كه فاعل آن معلوم و مشخص است و در آغاز جمله و سر جای خودش قرار دارد. مانند :
علی هر هفته اتومبیل را می شوید Ali washes the car every week

فاعل این جمله Ali است و مفعول آن the car می باشد.
فاعل مجهول فعلی است كه فاعل آن مشخص نیست و یا مهم نیست كه فعل توسط چه كسی انجام شده است. مانند :
اتومبیل هر هفته شسته می شود The car is washed every week
در اینجا معلوم نیست كه چه كسی اتومبیل را می شوید و یا اینكه برای گوینده مهم نیست كه فاعل چه كسی است .
در مثال های بالا ملاحظه می كنید كه برای ساختن جمله مجهول مفعول جمله معلوم را به آغاز جمله می آوریم و سپس فعل مجهول را می نویسیم. فعل مجهول از دو قسمت تشكیل می شود. قسمت اول از مشتقات فعل be و قسمت دوم آن p.p (یعنی قسمت سوم فعل) می باشد. مانند:
برای ساخت فعل مجهول در زمانهای مختلف به صورت زیر عمل می كنیم :
حال ساده مجهول = am / is / are + p.p
گذشته ساده مجهول = ‌was / were / + p.p
آینده ساده مجهول = will be + p.p
از افعال كمكی دیگر مانند should, must, may, can و ... هم می توان در ساخت فعل مجهول استفاده كرد. مانند :
اتومبیل باید هر هفته شسته شود The car must be washed every week




نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
زندگی اینه...

ادامه رو داشته باش


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 9 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
said: “I am blind, please help.” There were only a few coins in the hat.
A man was walking by. He took a few coins from his pocket and dropped them into the hat. He then took the sign, turned it around, and wrote some words. He put the sign back so that everyone who walked by would see the new words.
Soon the hat began to fill up. A lot more people were giving money to the blind boy. That afternoon the man who had changed the sign came to see how things were. The boy recognized his footsteps and asked, “Were you the one who changed my sign this morning? What did you write?”

پسر نابینایی روی پله های یک ساختمان نشسته بود در حالی که کلاهی کنارش قرار داشت. او همراهش تابلویی داشت که رویش نوشته بود: من نابینا هستم لطفا کمک کنید
مردی رد می شد. او چند سکه از جیبش در آورد و در کلاه انداخت. سپس تابلو را برداشت و پشت آن عبارتی نوشت. نوشته را طوری قرار داد که عابران میتوانستند نوشته جدید را بخوانند
طولی نکشید که پول درون کلاه به مرز پر شدن رسید. مردم بیشتری به پسر نابینا پول می دادند. آن روز عصر همان مرد که نوشته راعوض کرده بود آمد و دید که اوضاع از چه قرار است. پسرک مرد را از صدای قدمهایش شناخت و سوال کرد: شما همان کسی هستی که نوشته را تغییر داد؟ چه نوشتی؟

The man said, “I only wrote the truth. I said what you said but in a different way.”

What he had written was: “Today is a beautiful day and I cannot see it.”
Do you think the first sign and the second sign were saying the same thing?
Of course both signs told people the boy was blind. But the first sign simply said the boy was blind. The second sign told people they were so lucky that they were not blind. Should we be surprised that the second sign was more effective?

“It is He, Who has created for you (the sense of) hearing (ears), sight (eyes), and hearts (understanding). Little thanks you give.” [surah Al-Mu’minun; 78]

مرد پاسخ داد: من فقط واقعیت را نوشتم . تنها آنچه را که تو گفتی نوشتم ولی بعبارت دیگر.
آنچه مرد نوشته بود این بود: امروز روز زیبایی است و من نمیتوانم آنرا ببینم.
به نظر شما نوشته اول و دوم یک چیز را بیان کرده است؟

البته هر دو نوشته این را به مردم می گفت که پسرک نابیناست. ولی اولین نوشته به سادگی میگفت که پسر نابینا بود . دومین نوشته به مردم می گفت که آنها چقدر خوشبخت هستند که نابینا نیستند. از اینکه جمله دوم موثرتر بود غافلگیر شدید؟
و او کسی است که برای شما گوش و چشم و قلب( عقل) ایجاد کرد ، اما کمتر شکر او را بجا می آورید؛ سوره مومنون آیه هفتاد و هشت





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 7 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       

صفات برتر

 کلماتی مانند :  خوب ،‌بد ،‌ زشت ، بلند عموما برای توضیح اسم و درنقش صفت ظاهر می شوند . گاهی از صفات برای مقایسه دو شی ، دو فرد و ... استفاده می کنیم . به عنوان مثال داریم : 

 ساختمان ما از ساختمان شما خوب تر است . 

کفش من از کفش تو بدتر است .

 موی تو از موی مریم زشت تر است .  

دیوار مدرسه از دیوار بیمارستان بلندتر است .  

  در تمام جملات برای  مقایسه از   کلمه " از " و  پسوند " تر " استفاده شده است . در زبان  انگلیسی برای تبدیل صفت به صقت برتر قوانین زیر را داریم : 

 1-     برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی :  به آخر صقت " er"  اضافه می کنیم 

 . Tall -------------  taller 

Small -----------  smaller 

      2-  برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند  و یا صفتهایی که  به   " full " , " ious " ختم می شوند . در           صفت از پیشوند  " more " استفاده می کنیم . 

 Comfortable ------------------  more comfortable

Beautiful      ------------------  more beautiful

Delicious     ------------------  more delicious

  3-     صفت ها نیز مانند دیگر قواعد زبان انگلیسی بدون استثنا نیستند . بعضی صفتها در هنگام تبدیل شدن به صفت برتر ساختار جدیدی پیدا می کنند . در زیر چند نمونه را به عنوان مثال می نویسم : 

 Good--------------  better

Bad   --------------  worse

  در جملات انگلیسی نیز مانند فارسی هنگام استفاده از صفت برتر از حرف اضافه " از " استفاده می کنیم . که ترجمه آن می شود :  than .

 مثال  : 1-  درخت سیب از درخت گیلاس بلندتر است .

 An apple tree is taller than cherry tree.  

          2-  غذای ایرانی از غذای ژاپنی خوشمزه تر است

The Iranian food in more delicious than Japanese food . 

           3-  امیر از علی بهتر است .

 Amir is better than Ali

. نکته :   برای  تاکید یک صفت برتر نیز از  " more " استفاده می کنیم .  

 An apple tree is more taller than cherry tree. 

  صفت برترین 

 در بعضی از جمله ها با استفاده از صفت به اسم حالت مطلق می دهیم . مانند : بهترین کتاب ،‌ زیباترین رنگ ، بلندترین درخت ، خوشمزه ترین غذا و .............به جملات زیر نگاه کنید : 

من بهترین مادر دنیا رو می شناسم . 

 سیب مفیدترین میوه برای بدن است . 

 ایران زیباترین  کشور دنیاست .   

 در فارسی صفت برترین با استفاده از پسوند " ترین " ساخته می شود . در انگلیسی قواعد زیر را داریم : 

 1-     برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی : به آخر صفت  "est "  اضافه می کنیم

.         Tall -------------- tallest

  Small ------------ smallest 

      2-  برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند  و یا صفتهایی که  به   " full " , "        در          صفت از پیشوند  " most " استفاده می کنیم .  

 Comfortable ------------------  most comfortable

Beautiful      ------------------  most  beautiful

Delicious     ------------------  most  delicious

  3-  در مورد صفتهایی که در حالت صفت برتر  قاعده پذیر نیستند ،‌در حالت صفت برترین هم همین بی قاعدگی وجود دارد . 

  Good ------------- best

 Bad ---------------worst 

توجه کنید که در جملات انگلیسی حتما و حتما قبل از صفت برترین حرف تعریف " the  " قرار می گیرد . 

  مثال : 1-  این بلندترین درخت جهان است

.This is the tallest tree in the world .       

     2-  کباب خوشمزه ترین غذای دنیاست .

Kebab is the most delicious food in the world

.          3-  امیر بهترین دوست من است

Amir is my best friend

  نکته : در مثال 3 از حرف تعریف  " the " استفاده نکردیم  ،‌چون با استفاده از صفت ملکی " my "  دیگر نیازی به استفاده از حرف تعریف نیست . در درسهای آینده در مورد حرف تعریف صحبت می کنیم .       

     نکته : درجملات انگلیسی برای تاکید صفت برترین از پیشوند " most " استفاده می شود .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 6 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       

_ (-_-) _

Can u close ur eyes for a minute please!!!

THANK U.

Did u see how dark it is???

This is my life without U.

میتونی چشماتو برای یک دقیقه ببندی لطفا!!!

متشکرم.

دیدی چقدر تاریک شد؟!!

این زندگی من بدون توست.

*****************************

When the egg breaks by an external power,a life ends.when an egg breaks by an internal power,a life begins.great changes always begin with that internal power.

وقتی یک تخم مرغ با یک نیروی خارجی میشکند یک زندگی تمام میشود ، وقتی همان تخم مرغ با یک نیروی داخلی شکسته میشود زندگی آغاز میشود. تغییرات بزرگ همیشه با یک نیروی داخلی آغاز میشود.

.

.

.
.

Love Is That Ocean In Which , If You Drown.

You Wont Call For Help Because It Is The Suicide

To Begin Another Beautiful Life …

عشق اقیانوسیست که اگر درونش غرق بشی نمیتونی طلب کمک کنی

به خاطر اینکه این یک خود کشیه که تو مرتکب شدی برای یک زندگی جدید و زیبا

.

.

.

..

.

Love Means To See Some One

With Closed Eyes , To Miss Some One In Crowd …

عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن و از بین همه دلتنگ یک نفر شدن …

.

.

.


.

.

.

.

.

.

.

I Love You So Compeletly Our Love Is Deep

As The Ocean As High As Stars And As Special As Sky

خیلی دوست دارم، عشقمان بسیار عمیق مثل یک اقیانوس

به بلندی ستاره ها و به بی نظیری آسمان …

.

.

.

As Days Go By My Feelings Get Stronger , To Be In Your Arms

I Can’t Wait Any More , Look Into My Eyes And You

Will See That It’s True . Day And Knight My Thought Are Of You

روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند،

بیشتر از این نمیتوانم صبر کنم، توی چشمهای من نگاه کن، خواهی دید که

حقیقت داره، روز و شب به فکر تو هستم …

.

.

.

.

.

When Things Go Wrong , When Sadness Feels Ur Heart

When Tears Flow In Ur Eyes , Always Remember 3 Things

1. I Am With You

2. still With You

3. Will Always b…

وقتی که اشتباهی پیش میآید، وقتی که احساس ناراحتی میکنی

وقتی که اشک از چشمات سرازیر میشه همیشه ۳ چیز را به خاطر بیار

۱٫من همیشه با توام

۲٫ هنوز با توام

۳٫ با تو خواهم ماند …

.

.

.

Dont Wait Until It Is Too Late , Tell Some One How Much You Love

How Much You Care , Because When They’re Gone No Matter How Loud You Shout

And Cry , They Won’t Hear You Anymore …

صبر نکن، هرچه قدر هم دیر شده، بهش بگو چقدر عاشقشی

چه قدر برای تو اهمیت داره، چون اگه اون بره دیگه مهم نیست

هرچه قدر که تو فریاد بزنی و بلند گریه کنی، اون دیگه صداتو نمیشنوه . .

.

.

..

.

.

..

.

.

As Days Go By My Feelings Get Stronger , To Be In Your Arms

I Can’t Wait Any More , Look Into My Eyes And You

Will See That It’s True . Day And Knight My Thought Are Of You

روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند،

بیشتر از این نمیتوانم صبر کنم، توی چشمهای من نگاه کن، خواهی دید که

حقیقت داره، روز و شب به فکر تو هستم …

.

.

.

If There Were No Words , No Way To Speak

I would Still Hear You

If There Were No Tears No It to Feel In Side

I Would Still Feel For You And Even If The Sun Refuse To Shine

Even If All Ends Ran Out  Love I Would Still have You Here

اگر هیچ راه و حرفی وجود نداشت برای صحبت کردن

من باز هم صدایت را میشنوم، اگر هیچ اشکی وجود نداشت، من تو را احساس میکنم

و حتی اگر خورشید از تابیدن جلوگیری میکرد و تمام پایان ها به عشق منتهی میشد

من تو را اینجا کنارم دارم





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : معصومه سعادتمند       
سلام بچه ها
خوبین؟؟امیدوارم که حال و اوضاعتون خوب باشه
راستی بچه ها واسه یکی از دوستام دعا کنید نتایج ارشد که اومد قبول بشه

راستی ممنون از نظرای مهربونتون و از حضور سبزتون
قربون همتون




نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4